ایستاده در میدان؛

از سَحَرگاه دهم اسفند، مردم خوی خروشید/ فیلم

ملت حماسه ساز خوی

از سَحرِ دهم اسفند…

آن‌گاه که خیابان‌های خوی بیدار شدند و صداها در هم پیچید، «خامنه‌ای! راهت ادامه دارد.

از زن تا مرد، از پیر تا جوان؛

از شیشهٔ شیرِ نوزادان تا عصای سالخوردگان،

از پسرِ آبنباتی تا عموحسینِ علمدار؛

شانه در شانه، دل در دل، صدا در صدا

«لبیک یا خامنه‌ای، لبیک یا حسین است»

و یک‌صدا «ای ایران» خواندیم،

شهر، سرودِ ایستادگی شد.

ندا برخاست «دستِ خدا عیان شد، خامنه‌ای جوان شد.»

از قره‌درویش تا تاختا کورپی،

از شهرک ولیعصر(عج) تا مژبورآباد،

شب‌های خوی با سه‌رنگِ سبز و سفید و سرخ روشن شد؛

پرچم‌ها چون شعله‌هایی از ایمان در باد می‌رقصیدند

با سربندِ پرچمت به وداع فرزندانت آمدیم؛

تابوتِ جوانانمان را بر دوش گرفتیم،

بوسه زدیم بر پیکرهایشان،

و آنان را به امانت به خاکِ پاکِ وطن سپردیم

با نوای «حیدر، حیدر»

و با پلاکاردهایی از جنس مقوا،

اما با قدرتِ سجیل و خرمشهر،

خیابان‌ها را نگه داشتیم؛

تا جهان بداند و تاریخ بنویسد:

ای ایران!

ای شکوهِ استوارِ قرن‌ها ایستادگی؛

تا ابد، با جان‌فدایان تو

شکوهت پابرجاست