یادداشت به قلم رضا حسن زاده؛

از تاریخ پرافتخار خوی تا شکوه دوباره

یادداشت

در دل تاریخ پرافتخار ایران‌زمین، شهر خوی همچون نگینی تابناک می‌درخشد؛ شهری که بر اساس اسناد و مطالعات تاریخی، قدمتی بیش از سه هزار سال دارد و ریشه‌هایش به دوران باستان بازمی‌گردد.

موقعیت جغرافیایی استراتژیک خوی، آن را در قلب مسیر اقتصادی جاده ابریشم قرار داده است؛ جایی که اتصال ایران به اروپا را تسهیل ‌کرده و بازرگانان بی‌شماری برای تجارت با قاره سبز، از این شهر عبور می‌کردند.

در روزگاران نه چندان دور، خوی، مهد سرمایه‌گذاران و ثروتمندان بود و رونق بازار تاریخی آن، یادگار ماندگار آن دوران پربار است. حتی امروز، سرمایه‌گذاران و تاجران خویی در شهرهای بزرگ ایران مانند تهران و تبریز و همچنین در کشورهای همجوار همچون ترکیه، امارات و عمان، به فعالیت‌های تجاری خود ادامه می‌دهند و نام خوی را در عرصه بازرگانی زنده نگه ‌داشته‌اند.

در کنار رونق اقتصادی، خوی همواره گذرگاه دانشمندان، جهانگردان و مستشرقین غربی بوده و دانشمندان بسیاری در دامان آن پرورده شدند. شمس‌تبریزی، آن عارف نامدار، در محضر شمس‌الدین خویی تلمذ کرد؛ فقیه برجسته‌ای که به مقام قاضی‌القضات دمشق رسید.

در آن دوران شکوفایی، شش حوزه علمیه در خوی فعالیت داشتند و طالبان علم از کشورهای همجوار برای تحصیل در این مراکز راهی این شهر می‌شدند. شاه‌بیت این افتخارات، حضرت آیت‌الله‌العظمی خویی(ره) است که نامش در تاریخ فقه و اجتهاد و جهان تشیّع جاودانه مانده است.

اما شکوفایی خوی تنها به علوم دینی محدود نمی‌شود. در سایر رشته‌های علمی نیز دانشمندان خویی سرآمد بودند؛ دکتر عباس‌ زریاب خویی که با عنوان «علّامه زریاب» شناخته می‌شود، نمونه‌ای بارز از این نخبگان است. و هنوز هم بسیاری از آثار تحقیقی و علمی اساتید دانشگاهی این شهر در دانشگاه‌های معتبر کشور تدریس می‌شود.

مدیران کشوری بسیاری از خوی برخاسته‌اند؛ از وزرا و استانداران گرفته تا مدیران کل، همچون مهندس آقازاده، دکتر جبارزاده و دکتر پرهیزگار که خدماتشان در سطح ملی ماندگار است.

نویسندگان و شاعران بی‌شماری نیز از این خاک برآمده‌اند که فهرست کردن فقط اسامی‌ آنها، خود کتابی مفصل می‌طلبد!

از تعداد و اقدامات افرادخیّر و نیکوکار و نیکو سرشت خوی هم، هر چه بگوییم، باز کم است.

و علیرغم همه اینها، متأسفانه باید اذعان کرد که بخش عمده این افتخارات به گذشته درخشان خوی تعلق دارد و در سال‌های اخیر، حال و هوای این شهر چندان خوب نیست!

آمار نگران‌کننده ترک‌تحصیل و بازماندگان از تحصیل، زنگ خطری جدی است. دیگر کمتر خبری از رتبه‌های تک‌رقمی کنکور از میان دانش‌آموزان خوی به گوش می‌رسد.

اوضاع اجتماعی نیز تعریف چندانی ندارد. غیبت، تهمت، افترا و بدگویی از دیگران، به موضوع اصلی بسیاری از محافل دوستانه و خانوادگی تبدیل شده و برخی افراد به جای خوشحالی از پیشرفت دیگران، در پی مانع‌تراشی در مسیر پیشرفت آنها هستند؛ حتی برای خواهر و برادر و افراد نزدیک و دوستان صمیمی خود!

چند وقتی است که مردم، هر فعالیتی را با ترازوی پول می‌سنجند و مدام از همدیگر می‌پرسند: «چقدر سود داشت؟ چقدر درآمد کسب کردی؟ به زحمتش می‌ارزید؟» فارغ از این‌که از چه راهی و به چه قیمتی به دست آمده باشد.

در شهر من، هنرمندانی که به خلق آثار اصیل هنری می‌پردازند و از خلق آثار سفارشی و کوچه‌بازاری دوری می‌جویند، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. حتی خبرنگاران و روزنامه‌نگارانی که در پی بیان حقیقت، طرح مشکلات و یافتن راهکارهای عملی برای بهبود وضعیت جامعه هستند، از حمایت کافی برخوردار نیستند.

با این حال، خوی همچنان ظرفیت احیای شکوه دیروز را دارد؛ به شرط آن که دوباره به مسیر بازاندیشی فرهنگی و اجتماعی بازگردد. احیای اعتماد، خصلت همدلی، حمایت از هنر و دانش اصیل، و جایگزین کردن غبطه‌های سازنده به جای بدگویی‌های مخرب، نه فقط یک آرمان اخلاقی، بلکه ضرورتی راهبردی برای بازگرداندن این نگین تابناک به مدار پیشرفت و افتخار است. خوی می‌تواند دوباره بدرخشد، اگر مردمش «ما می‌توانیم» را با «ما مسئول نیستیم» جایگزین کنند.

رضا حسن زاده/

فرهنگ خوی

از تاریخ پرافتخار خوی تا شکوه دوباره